نام قله: پيارو
ارتفاع قله: 3800 متر
نوع برنامه: كوهنوردي
مكان اجراي برنامه: استان لرستان – شهرستان ازنا – روستاي كمندان
مدت برنامه: 2 روز
زمان اجراي برنامه: 7-8/10/86
تعداد شركت كنندگان: 11 نفر
اسامي و مسئوليتهاي تيم صعود كننده:
آقايان: علي سليماني (سرپرست) – علي عليمحمدي (مسئول فني برنامه) – مهدي داوران (عكاس) – ميثم عليمحمدي (تداركات) – سعيد قدمي – ابوالفضل مهرانديش – كريم نادعليان – حميد مختاري – عرفان سليماني
بانوان: تهمينه عسگري – زهرا براتي
توصيفي از منطقه:
اشترانكوه رشته كوهي است كه در 5 كيلومتري جنوب ازنا واقع شده است. بلندترين قله اين رشته كوه، سنبران 4250 متر ارتفاع دارد. اين رشته كوه سرچشمه يكي از شاخههاي رود دز بهنام ماربره است كه در دوره كوهزايي جديد ايجاد شده است.
به گفته زمينشناسان اين رشته كوه از جمله كوههاي جوان ميباشد كه در 30 ميليون سال پيش ايجاد شده است. اين رشتهكوه حدود 14 قله اصلي دارد كه با صعود هر كدام از آنها و رسيدن به قله منظرهاي بسيار زيبا از درياچه گهر ميتوان ديد. براي صعود قلل رشته اشترانكوه عمدتا سه مبدا صعود وجود دارد: روستاي تيون براي قلههاي گلگل، گلريزان، گلگهر، سنبران و ميرزايي. روستاي دره تخت براي صعود قلههاي فيالستون، لگه، پيارو، درهتخت و مهرجمال و روستاي كمندان براي صعود قلههاي كلجنون، شاهتخت، ازنادر، پيارو و كمندان.
قله پيارو كمندان كه قصد صعود زمستاني آنرا داريم، در جنوبغربي روستاي كمندان واقع شده است. پيارو قلهاي است دور از دسترس كه براي صعود آن بايد تيغههاي سنگي بسياري را پشت سر گذاشت و داراي فراز و فرودهاي بسيارياست. اين قله نيز مانند بسياري از قلههاي اشترانكوه، اولينبار در زمستان توسط تيمي از اراك به سرپرستي آقاي طاهري صعود شده است.
روزهاي هفتم و هشتم ديماه در تقويم برنامه كانون صعود اين قله پيشنهاد شده بود و با انتخاب يك تيم آماده و منسجم تصميم به اجراي برنامه گرفتيم.
توضيحات و مسير صعود به قله:
جمعه 7/10/86
ساعت 5 صبح در ميدان شهدا به انتظار همنوردان اين برنامه هستيم. يكييكي با كولههاي سنگين ميرسند، چهرهها نشان ميدهد كه تا ديروقت سرگرم چيدن كولهبودهاند. به محض سوار شدن در مينيبوس همگي به خواب فرو ميرويم.
ساعت 7:5 به روستاي كمندان ميرسيم؛ روستايي كه براي كوهنوردان اراكي خاطرات تلخ و شيرين بسياري دارد. پساز پياده شدن از مينيبوس و تقسيم وسايل عمومي و گذاشتن برخي لوازم اضافي صعود خود را شروع ميكنيم. در ابتداي صعود و هنگام معرفي قلههاي منطقه به ياد حادثه سال 1384 كولهجنون ميافتيم و نگاه به بهمنهايي كه منتظر فرو ريختن هستند. مسير صعود ما به سمت غرب ميباشد؛ در ابتداي كار بقرفكوبي نداريم و با يك سرعت يكنواخت و كمترين استراحت حركت ميكنيم؛ پس از يك ساعت كوهپيمايي برفكوبي نيز شروع ميشود و ما مسير خود را براي رسيدن به گرده اصلي صعود به قله پيارو ادامه ميدهيم. نزديك ظهر به گردنه تيركستان ميرسيم؛ پس از پشتسر گذاشتن شيب تند زير گردنه استراحتي كرده و جرعهاي آب مينوشيم. كار عكاسي برنامه به عهده آقاي داوران است كه مدام در حال رفت و آمد و عكاسي است و من نگران تخليه انرژي او.
پس از استراحت مسير خود را ادامهميدهيم اما اينبار به سمت جنوبغربي و در واقع رو به ق4له حركت ميكنيم. ساعت 2 بعداز ظهر جاي چادر مناسبي پيدا ميكنيم و كمپ خود را كه شامل سه چادر ميباشد برپا ميكنيم. بعد از چند ساعت راهپيمايي و برفكوبي، خوردن ناهار و چاي ميچسبد. باقي وقتمان صرف برف آب كردن و شنيدن خاطرات دوستان ميگردد. شب فرا ميرسد. چه شبي، سكوت را بنگر چه زلالي، چه فرصتي، چه شبي. كوهستان در تاريكي فرو ميرود و آسمان در تسخير ستارگان.
پس از خوردن شام به مرور برنامههاي روز بعد ميپردازيم و قرار بر اين ميشود كه ساعت 5 صبح بيدار شويم و ساعت 6 چادرها را به سمت قله ترك كنيم.
شنبه 8/10/86
صبح عاشقانه سر ميزند. گرماي كيسهخواب را به عشق صعود قله ترك ميكنيم. عليرغم سرماي صبحگاهي هواي مطلوبي است. صبحانه خورده و با پوشيدن لباس مناسب و برداشتن كولههاي حمله راس ساعت 6 حركت ميكنيم. در ابتداي كار از شيب تندي بالا رفتهسپس كمي به سمت شرق مسير همواري را ميپيماييم و به تيغههاي سنگي مقابلمان ميرسيم. مسير صعود تا قله گردهاي سنگي و نا منظمي است كه ما را مجبور ميكند بهمنهايي را برش زده تا به ابتداي يك گرده ديگر برسيم. در سمت چپ ما درههاي عميق با صخرههايي سترگ وجود دارد كه آثار ريزش بهمن در آنها به خوبي مشهود است. با پايين و بالا رفتن از چند قله فرعي خود را زير قله تيركستان ميبينيم؛ قله تيركستان نيز قلهاي فرعي ولي صعود دشواري را دارد. ساعت، 10 صبح را نشان ميدهد. شيب نفسگير زير قله تيركستان را با قدرت صعود ميكنيم، درنگ جايز نيست، انرژي زيادي را صرف كردهايم به سرعت طنابچهاي انفرادي آماده ميكنيم و راه فرود از اين قله و رسيدن به زير هرم پيارو را در پيش ميگيريم؛ حدود 600-700 متر ارتفاع كم ميكنيم. از اينجاي كار صعود سخت ميشود و وقت بيشتري را طلب ميكند.عبور از سنگهاي يكپارچه كه برف سنگيني بر روي آنها خوابيده و همچنين يخزدگي در شكاف سنگها سرعت ما را كم كردهاست. در بعضي از قسمتها مجبوريم از لبههاي گردههاي پرشيب برفي عبور كنيم كه اگر طول آن بيشتر بود يا باد شديدي ميوزيد حتما بايد از طناب استفاده ميكرديم. پس از يك ساعت فعاليت سنگين در ساعت 12:30 به قله ميرسيم. همگي در كنار هم به سمت قله حركت ميكنيم. گرچه رنجي بزرگ را تحمل كردهايم اما آرامش كامل و به دور از پليديها و زشتيها پا بر روي قله ميگذاريم. در آنجا هرچه هست پاكي مطلق است، هرچه هست عشق است، هرچه هست زيبايي است.
ديدن درياچه گهر از روي قله كه مانند تابلويي زيبا در دل اشترانكوه خوابيده بسيار لذتبخش است؛ با ثبت اين لحظات زيبا و گراميداشت ياد كوهنوردان فقيد، راه پايين رفتن را در پيش ميگيريم.
براي فرو رفتن مجبور ميشويم دو كارگاه فرود برپا كنيم و دو طول فرود را پشت سر بگذاريم. بعد از پايين آمدن از هرمهاي قله پيارو يال صعود قله تيركستان در مقابل قرار دارد؛ آنرا نيز صعود كرده كمي استراحت ميكنيم تا دوستان ديگر هم برسند. به سرعت و با دقت كامل به سمت كمپ خود حركت ميكنيم.
ساعت 4 بعدازظهر در كنار چادرهايمان قرار داريم؛ ناهاري خورده و چادرها را جمع ميكنيم و در ساعت 5 به سمت روستاي كمندان حركت ميكنيم. مسير بازگشتمان همان مسير صعود ميباشد و با كمك ردپاي روز قبل مسير خود را پيدا ميكنيم و در ساعت 7 شب در ميان هياهوي بسيار زياد سگهاي روستا به مينيبوس خود ميرسيم. شوق صعود قله در چهره اعضا تيم بهخصوص نوجوانان تيم كه اولين تجربه زمستاني آنها بوده، موج ميزند و يكبار ديگر روستاي كمندان را با تمامي خاطرات آن ترك ميكنيم.
كوه با ستيغ آسمان سايش
برج هيبت ضد مغروري است
دور مانده فخرش از تاراج هر تسخير
(اسماعيل خوئي)

