
پیش گفتار نویسنده: در نوشته های باستانی بودائیان، از هیمالیا به عنوان «خانه برف» نام برده شده است و در سال 1996، این خانه در اثر بارشهای پی در پی به شکلی خارق العاده انباشته از برف شد. بعد ازظهر روز دهم ، ماه مه 96 ، توفانی هراسناک به جانب کوه اورست[1] وزید و به مدت بیش از ده ساعت ، بلندترین بخشهای آن را زیر شلاق گرفت. بیست و سه زن و مرد کوهنورد- که آن روز از رُخ جنوبی کوه در کشور نپال بالا رفته بودند- نتوانستند خود را به محیط امن بلندترین بارگاه برسانند. در بورانی که هر لحظه شدیدتر می شد ، کوه نوردان برای نجات جانشان نبرد می کردند. باد آنقدر شدید بود که می توانست کامیونی را از جا بکند. کوه نوردان در منطقه مرگ- بالاتر از هشت هزار متر گیر افتاده بودند، جایی که دمای زیر صفر و کمبود اکسیژن دست به دست هم داده انسان را بتندی از پای در می آورند. صعودگران در حالی برای بقا می جنگیدند که بیش از یک طول دست ، دید نداشتند. البته گاه و بیگاه طنابهایی برای حفظ امنیت و راهنمایی آنان پدیدار می شد. کم کم عقربه فشار سنج کپسولهای اکسیژن آنان به صفر رسید و سردرگمی فزایندة ناشی از کمبود اکسیژن ، منطقی ترین تصمیمها را تحت الشعاع قرار داد. بیحسّی اندامهای سرمازده ، قطع عضو را از خطری دور دست به تهدیدی جدّی بدل ساخت. در میان تاریکی و زوزة دهشتناک توفان ، کوهنوردان با خود شروع به چانه زنی کردند : «انگشتانم در برابر زندگیم؟ منصفانه است! فقط بگذار زنده بمانم.»
قسمت های بعد را در ادامه مطلب بخوانید: |